مسابقات اتومبیلرانی زمانی جذابتر هستند که رقابت میان خودروها و رانندگان تا حد قابلیت نزدیک باشد. به همین دلیل، هر سری مسابقات روشهای متفاوتی برای نزدیک نگه داشتن سطح رقابت در نظر میگیرند. برخی قوانین بسیار پیچیده هستند؛ برای مثال، قوانین فعلی Balance of Performance در مسابقات استقامت، از جمله مسابقات قهرمانی استقامت جهان و به تبع آن ۲۴ ساعته لمان، برای ایجاد تعادل میان خودروهای مختلف استفاده میشوند. در مقابل، برخی قوانین با هدف جلوگیری از ایجاد اختلال توسط خودروهای بسیار کند در جریان مسابقه طراحی شدهاند.
قانون ۱۰۷ درصد فرمول یک نمونهای از دسته دوم است؛ زیرا این قانون عمدتاً تیمها و رانندگانی را تحت تأثیر قرار میدهد که از ابتدا قرار بوده در انتهای جدول قرار بگیرند. طبق این قانون، اگر با سرعتترین زمان یک راننده در مرحله اول تعیین خط، یعنی Q1، بیش از ۱۰۷ درصد با سرعتترین زمان ثبتشده توسط راننده صدرنشین باشد، آن راننده از حضور در مسابقه محروم خواهد شد؛ مگر اینکه مسئولان مسابقه، یعنی استواردها، با توجه به شرایط خاص برای او استثنا قائل شوند.
این قانون برای مقابله با بیشتر شدن تعداد خودروهای غیررقابتی در فرمول یک در دهه ۱۹۹۰ ایجاد شد؛ خودروهایی که در برخی موارد در روز مسابقه برای سایر رقبا مشکل ایجاد میکردند.
پیش از اجرای قانون ۱۰۷ درصد، تیمهای کوچک و کمتجربه میتوانستند با خودروهایی که فاصله زیادی با سایر رقبا داشتند، وارد مسابقه شوند، در انتهای جدول تعیین خط قرار بگیرند و سپس در گرندپری حضور پیدا کنند. مشکل اینجا بود که این خودروهای بسیار کند در طول مسابقه بارها توسط رانندگان پیشتاز دور زده میشدند و میتوانستند در مسیر آنها قرار بگیرند.
پس از اجرایی شدن قانون ۱۰۷ درصد در سال ۱۹۹۶، چنین خودروهایی دیگر نمیتوانستند بهطور خودکار وارد مسابقه شوند. اگر زمان ثبتشده آنها در Q1 از حد مجاز فراتر میرفت، تنها در صورتی اجازه حضور در مسابقه را پیدا میکردند که استواردها را متقاعد میکردند شرایط استثنایی باعث شده نتوانند زمان مناسبی ثبت کنند.
تحلیلی که در سال ۱۹۹۵ توسط مجله موتور اسپرت ارائه شد، بهخوبی ضرورت چنین قانونی را نشان میداد. بر پایه این ارزیابی، اگر قانون ۱۰۷ درصد در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ در گرندپری فرانسه وجود داشت، هر سال حداقل یک خودرو از حضور در مسابقه محروم میشد.
این وضعیت در سال ۱۹۹۱ حتی شدیدتر بود؛ بهطوریکه از میان ۳۴ خودروی ثبتنامشده، ۸ خودرو نمیتوانستند حد نصاب لازم را به دست آورند. وجود هشت خودروی بسیار کند در پیست که در طول مسابقه بارها توسط خودروهای پیشتاز دور زده میشدند، میتوانست خطرات ایمنی ایجاد کند؛ درحالیکه حضور آنها کمک چندانی به جذابیت رقابت نزدیک نمیکرد.
قانون ۱۰۷ درصد در جلوگیری از حضور تیمهای مفصلاً غیررقابتی مؤثر بود، اما در اتمام فصل ۲۰۰۲ مسئولان فرمول یک به این خروجی رسیدند که دیگر نیازی به آن وجود ندارد. در سال ۲۰۰۳ و همزمان با معرفی سیستم تازه تعیین خط تکدور، این قانون بهطور جامع کنار گذاشته شد.
با این حال، صعود تعداد تیمهای نوین و بازگشت ساختارهای بهروز جلسات تعیین خط باعث شد قانون ۱۰۷ درصد در سال ۲۰۱۱ دوباره به مقررات فرمول یک بازگردد. این قانون همچنان بخشی از قوانین این مسابقات است.
قانون ۱۰۷ درصد یکی از قوانین کمتر شناختهشده فرمول یک است؛ دلیل اصلی آن هم این است که معمولاً فقط در شرایط غیرعادی مورد استفاده قرار میگیرد.
با این حال، نمونههایی از اجرای آن وجود دارد. برای مثال، در گرندپری استرالیا ۲۰۱۲، هر دو خودروی تیم HRT نتوانستند زمان کافی برای قرار گرفتن در محدوده ۱۰۷ درصد را ثبت کنند و در نهایت اجازه حضور در مسابقه را به دست نیاوردند.
اما در تمام موارد چنین تصمیمی گرفته نمیشود. برای مثال، در گرندپری مجارستان ۲۰۱۶، شرایط تعیین خط به دلیل پرچمهای قرمز و وضعیت نامساعد آبوهوا بهشدت مختل شد. در آن شرایط، استواردها تصمیم گرفتند رانندگانی که نتوانسته بودند زمان لازم را در تعیین خط ثبت کنند، طبق زمانهای ثبتشده در تمرینهای آزاد اجازه شرکت در مسابقه را داشته باشند.
به عبارت دیگر، قانون ۱۰۷ درصد یک قانون دقیقاً مکانیکی و بدون استثنا نیست و شرایطی که باعث ثبت زمان ضعیف شده نیز میتواند در تصمیم نهایی مسئولان اجرایی تأثیرگذار باشد.
یکی از نمونههای قابلتوجهتر اجرای این قانون در فصل ۲۰۲۶ به تیم استون مارتین مربوط میشود. با وجود حضور طراح افسانهای فرمول یک، آدریان نیوی و سرمایهگذاری قابلتوجه تیم روی نیروی انسانی و فرصتات فنی، پروژه خودروی AMR26 استون مارتین ابتدا بسیار ضعیفی داشت.
نیوی که پس از طراحی یکی از گرانترین ابرخودروهای سال ۲۰۲۵ به استون مارتین پیوسته بود، طراحی جاهطلبانهای برای AMR26 انجام داده بود که تفاوتهای قابلتوجهی با خودروهای سایر تیمها داشت. استون مارتین از سوی دیگر تنها تیم حاضر در جدول فصل ۲۰۲۶ بود که با موتور هوندا وارد مسابقات شد. با این حال، هم موتور و هم خود خودرو با مشکلات جدی مواجه شدند.
در آزمایشهای اولیه، رانندگان استون مارتین معمولاً تنها میتوانستند در هر نوبت حدود ۱۵ تا ۲۵ دور رانندگی کنند، زیرا خودرو آنقدر لرزش داشت که رانندگان خبر دادند ادامه رانندگی برای مدت طولانیتر میتواند به اعصاب آنها آسیب وارد کند.
مشکل در گرندپری استرالیا حتی جدیتر شد. لنس استرول با خودرویی روبهرو بود که کنترل آن بسیار دشوار بود و نتوانست در هیچیک از جلسات زمانی در محدوده ۱۰۷ درصد زمان خودروی پیشتاز ثبت کند. پس از رایزنی تیم استون مارتین، مسئولان مسابقه اجازه دادند استرول با وجود عبور از حد مجاز، در مسابقه شرکت کند. او در اتمام مسابقه، ۱۵ دور عقبتر از جورج راسل، برنده مسابقه قرار گرفت.
استون مارتین پس از معرفی ویرایش B-spec خود در گرندپری مجارستان در ماه ژوئیه، توانست فاصله خود با سایر تیمها را به شکل محسوسی نزول دهد. در زمان نگارش این مطلب هنوز مشخص نیست که استون مارتین بتواند روند شتابان پیشرفت خود را تا رسیدن به جمع تیمهای پیشتاز ادامه دهد یا خیر. با این حال، اگر روند توسعه AMR26 ادامه پیدا کند، این تیم حداقل میتواند امیدوار باشد که دیگر مجبور نشود با قانون ۱۰۷ درصد دستوپنجه نرم کند.
برای مثال، اگر با سرعتترین راننده Q1 زمان ۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه، یعنی ۱۰۰ ثانیه را ثبت کند، حد ۱۰۷ درصد برابر است با:
۱۰۰ × ۱.۰۷ = ۱۰۷ ثانیه
بنابراین رانندهای که شتابانترین زمان Q1 او بیشتر از ۱ دقیقه و ۴۷ ثانیه باشد، در حالت عادی حد نصاب قانون ۱۰۷ درصد را رعایت نکرده است و ممکن است اجازه حضور در مسابقه را پیدا نکند. نکته مهم این است که معیار، سریعترترین زمان Q1 است، نه زمان راننده پولپوزیشن در کل تعیین خط.
در خروجی، قانون ۱۰۷ درصد در ظاهر بسیار ساده است، اما هدف مهمی دارد: جلوگیری از حضور خودروهایی که از نظر سرعت فاصله بسیار زیادی با رقبا دارند و میتوانند هم ایمنی و هم جریان رقابت را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، اختیار مسئولان مسابقه برای در نظر گرفتن شرایط استثنایی باعث میشود این قانون در شرایط غیرعادی به شکلی انعطافپذیر اجرا شود.
برچسب:
نویسنده: خنجی